صفحه اصلي arrow تماشاگه راز
تماشاگه راز
بهارمردم PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
نوشته شده توسط خانم الهام   
۰۷ مرداد ۱۳۸۹

بهارمردم
تو بیا عزیز زهرا که توسید جهانی
که توهم بهارمردم که توهم بهارجانی
توبیاکه بس که پرپا شده کاخ ظلم اعدا
توبیا ومنهدم کن که تومنهدم کنانی
توبیاکه جشم مردم به ره عنایت توست
که توهم طبیب دلها که  تونور دیدگانی
توبیاکه جان فدایت ای ذخیره الهی
که  تونورروشن حق که تومشعل زمانی
توبیا که بسته درها پشت درنشسته دلها
که توبابی ازخدایی که تودرها بگشایی
....................................................

 وعده الهی
درچشم زیبای توائینه خدائیست
درمستی نگاهت پیغام اشنائیست
ماه تمام وکامل ازپرده ای بیرون
تاجان کنم فدایت چون شاهدان درخون
فریاداین لحظه ها همه شده نفس گیر
بر زیر و روی عالم زنجیرهاست زنجیر
دربهترین لحظه ها درموقع سحرگاه
خواهم  تورا ازخداباخواهش وسوز واه
ای وعده الهی کی میشود بیایی
دیگر بس است دوری سخت است این جدایی
....................................................
جمال دین
دلم میخواد جمالت وبرای یک بارببینم
یه گل ناز نگات وبا اشک چشمام بچینم
اگه بیای به جای گل سربه قدمهات میذارم
ولی اقا یه وقت نگی برو من  ازتوبیزارم
اگه بیا ی شهرمون پر ستاره میکنی
برای دل خستگیا فقط توچاره میکنی
اقا تویی جمال دین برکت اهل زمین
بیا که خسته شد زمان ارزوی اهل یقین

الهام

نظرات (2) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 284

نگاه شیرین PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
نوشته شده توسط آقای محمدکورنگ   
۰۳ خرداد ۱۳۸۹

نگاه شیرین(وطن(
نگاه شـیرینت نشسته درجـــانم  
بعشق روی تو تـرانه می خوانم
من آرزوی دیــــــــــــــدنـت دارم     
به جـــــــان غـم تـو را خــریدارم        
شکسته ومانده ،به چـــوبه دارم  
گمان مبرخوابم همیشه بیـدارم
زرنج این مـردم همیشه بیما رم     
زشـادی آنان همیشه من شادم
ز رنــدی ظــالم همیشه بــیزارم    
بـــراه آزادی همـیشـه در راهم
بــراه تو فداکنم نـــــــثـارتـوجانم        
وطــــن تــــرانۀ تــورا می خوانم
نگاه شـیرینت نشسته درجـــانم     
بعشق روی تو تــرانه می خوانم
        
م-ک        26/2/89

 ای کاش انسانها همانقدرکه خودشان را دوست دارند
دیگران راهم دوست داشته باشند، آنقدرکه دوست
دارنددیگران راست بگویند خودشان نیز ازگفتن دروغ
بپرهیزند!!

نظرات (9) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 686

آخرين بروز رساني ( ۰۳ خرداد ۱۳۸۹ )
توکجا برده ای PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
نوشته شده توسط آقای محمدکورنگ   
۰۳ خرداد ۱۳۸۹

توکجا برده ای
مهـرووفـا را توکجا برده ای /  عشـق و صـفـا را توکجا برده ای
رهزن دلها شده ای بی وفـا /     نـــــاز و ادا را توکجا برده ای
نشسته ای دردل مجنون من / این دل مــــا را توکجا برده ای
همره این قافله سـالار عشق / لیـلـی مــــا را توکجا برده ای
یــادتوهـرگز نــــــروداز دلـم /      بــــاورمـــا را توکجا برده ای
شهره کنی قصـﺔ عشق مـرا / شهـرة مــــا را توکجا برده ای
محمدکورنگ11/10/88

قبل نوشتن نظر به بند های زیر توجه کنید | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 436

آخرين بروز رساني ( ۰۳ خرداد ۱۳۸۹ )
زدریا آمدی PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
نوشته شده توسط آقای محمدکورنگ   
۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۹

زدریا آمدی

زدریا آمـدی بردی دل من           شدی یارمن وهم همدل من
بنازم مــوج آن دریای زیبـا           که آوردعشق تودرساحل من
اگـرخنجرزنـی برسـینۀ من          برون عشق تـوریزدازدل من
تو ای افسونگرای ،رهزن دلها      بیا روشن بکن تـو محفل من
اگـردیـوانۀ عشق تـوام من         توجان بخشی و یار عاقل من
تو بودی دنیایی ز  عشق و صفا      بوده کـوری زدل ،غافل من
بیـا بیـا جـانا ،دلدارتــو من            جدا نشو ازمن ،ای حاصل من
                                                              
محمدکورنگ            

نظرات (2) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 364

آخرين بروز رساني ( ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۹ )
آوای دریا آمد بگوشم PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
نوشته شده توسط آقای محمدکورنگ   
۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۹

هدیه ای برای استاد


آوای دریا آمد بگوشم
  
آوای دریا آمد بگوشم ،چـو موج دریا در خروشم
       
مستم و  خانـه بـدوشم ،روز و شب بــاده بنـوشم
   
تا بهوشم من بکوشم ،بادۀ عشق زدست تو بنوشم
    
برده ای تو عقل و هوشم، من عشق تو  بعالم نفروشم
     
با تـو می جوشم و می نوشم و ازعشـق تـو سـرمست و خمـوشم
     
با تو در جوش و خروشم ، جام عشق از تو ِستانم ،بادۀ عشق بنوشم
      
آوای دریا آمد بگوشم ،چـو موج دریا درخروشم
       
مستم و  خانـه بـدوشم ، روز و شب بــاده بنـوشم
        
تا بهوشم من بکوشم ،بادۀ عشق زدست تو بنوشم
        
برده ای تو عقل و هوشم،من عشق تو بعالم نفروشم
       
با تـو می جوشم و می نوشم و از عشـق تـو سـرمست و خمـوشم
            
با تو در جوش و خروشم ، جام عشق از تو ستانم ، بادۀ عشق بنوشم

   محمدکورنگ    6/12/88

نظرات (2) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 419

شب طوفانی PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
نوشته شده توسط خانم فرشته احمدی   
۲۴ اسفند ۱۳۸۸

شب طوفانی

ناله های دل من همه بی حاصل بود

شعر من یک قدمی تو و دل غافل بود

هر چه می کردم و می گفتم می نالیدم

همه از بی خبری تو و سوز دل بود

قصه عاشقی و سادگی و دیدن یار

گر چه افسانه ی ما بود ولی باطل بود

دل دریا زده ام سوی تو کشتی می راند

پاره های دل بیچاره پی ساحل بود

گر چه گفتند که عشق من و تو یک رویاست

چشم من فرصت دیدار تو را مایل بود

آخرین لحظه ی دیدار شد و با این غم

شب طوفانی باران زده ام کامل بود

شاعر ( فرشته احمدی )

 

نظرات (4) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 560

آخرين بروز رساني ( ۲۴ اسفند ۱۳۸۸ )
از یاد رفته ایم PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
نوشته شده توسط خانم معصومه   
۰۴ اسفند ۱۳۸۸

از یاد رفته ایم

یادی ز ما نمی کنی ، از یاد رفته ایم

در تند باد حادثه ها ، بر باد رفته ایم

گر راویان غصه گو عزم سفر کنند

ما هم ز دام این دل صیاد رفته ایم

با شاعران که شعر مرا طعنه می زنند

هرگز مگو که با دلی نا شاد رفته ایم

چون عاشقانه در پی شیرین روان شدیم

همراه رقص تیشه ی فرهاد رفته ایم

ما ادعای ملک و متاعی نداشتیم

چون ریشه کنده شد ز بنیاد رفته ایم

ای جغد پیر تو پادشه این خرابه ای

ما سالهاست که خراب آباد رفته ایم

 

((معصومه))

قبل نوشتن نظر به بند های زیر توجه کنید | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 356

آخرين بروز رساني ( ۰۴ اسفند ۱۳۸۸ )
تقدیم به استاد PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
نوشته شده توسط آقای غیاثی   
۲۲ مهر ۱۳۸۸

تقدیم به استاد


کاش میشد در دلم ماوی کنی
در سر شوریده ام بلوا کنی

کاش میشد بی دف و ساز و دهل
در دل من مجلسی برپا کنی

کاش میشد بی خیال از هر چه غم
جشن و شادی تا ابد بر جا کنی

ماه و خورشید از فراقت روشنند
با حضورت هر دو را رسوا کنی

آسمان دل به یادت تیره شد
با وجودت عالمی رویا کنی

قصه ای دارم پر از هجران تو
قطره  اشکم چرا دریا کنی

کاش میشد این دل مجنون صفت
بیش از اینش در پی لیلی کنی

قصه یعقوب و یوسف را چرا
زانتظارت خواستی احیا کنی


(( علی غیاثی ))

نظرات (2) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 637

غزل نابم مال تو PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
نوشته شده توسط آقای عباس عابد   
۱۰ مهر ۱۳۸۸

تقدیم به ساحت مقدس امام زمان (عج)

 

غزل نابم مال تو

دوره عشق و عاشقی دوباره باب می شود

لولی دل شکسته هم مست و خراب می شود

 

بوی گلاب را چه کنم رنگ خزاب را چه زنم

گل رخ گل نشان من باغ گلاب می شود

 

شوق دوباره دیدنت باز بهانه می می کنم

بلور باورم شبی تعبیر  خواب می شود

 

در انتظار دیدنت زخم زبان شنیده ام

کنایه های این و آن دارد سراب می شود

 

عاج تنم شکسته شد در انتظار دیدنت

معجزه کار خود کند پیر شباب می شود

 

شب به سحر نخفته ام ورد شبانه گفته ام

وعده دیرینه من یقین مجاب می شود

 

عباس عابد

نظرات (3) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 582

آخرين بروز رساني ( ۱۰ مهر ۱۳۸۸ )
تقديم به امام عصر(عج) PDF(فقط براي متون انگليسي) چاپ ايميل
نوشته شده توسط خانم فرزانه خاندانی   
۱۴ شهريور ۱۳۸۸

«تقديم به امام عصر(عج)»

دامن کشيدی از برم

پر پر شده بال و پرم

سودای عشقت در سرم

سوزانتر از هر اخگرم

 

بيا بيا ای گل صحرا

که می­برد بوی تو غمها

طبيب دردم توئی تنها

تو لبخندی، من غم دنيا

 

به شوره زاران توئی دريا

بهاران از روی تو پيدا

به چشمت عشقم همه سودا

يادی كن از اين دل شيدا

 

غم تو بگرفت توان من

سياهی شد آسمان من

توئی تنها بر زبان من

ای که مانده­ای در نهان من

 

بيا بيا گلعذار من

بيا بنشين بر مزار من

که رسته از خاک دل من

باغی پر از لاله و سمن

 

«برای پدرم که غريب رفت»

سرشکم از ديده روان

چون برگ خزان

می­ريزد به دامن خاک

فسرده از غم دلم

فتاد خنده از لبم

چه داغی است در سينة چاک

گره خورده روزگارم

شب تارم

با غم تو

نگيرد دستم به جز در خواب

دامن تو

تا که رفتی از کنارم

گل عذارم

شبانگاهان

روز مرگ خود را می­شمارم

 

فرزانه خاندانی

 

نظرات (1) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 612

آخرين بروز رساني ( ۱۴ شهريور ۱۳۸۸ )
<< شروع < صفحه قبل 1 2 صفحه بعد > پايان >>

نتايج 1 - 14 از 22
 

گوهر باران اندیشه

استاد افتخاري‌: هنرمند را دير مي توان شناخت و احساسات او را يافت.

نظرسنجی

ورود و خروج

نام كاربري

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

آمار بازدید سایت

اعضاء: 4302
خبر ها: 212
لينک ها: 24
بازديدکنندگان: 58324239

حاضرين در سايت

حاضرين: 85 مهمان حاضر و 1 عضو حاضر
  • moksef

خروجی سایت