استاد افتخاری: من كه نمي‌توانم يك آكاردئون دست بگيرم و درگوشه ی خيابان براي مردم بخوانم.
نوشته شده توسط مدیر سایت استاد افتخاری   
۱۲ اسفند ۱۳۸۸

استاد افتخاری: من كه نمي‌توانم يك آكاردئون دست بگيرم و درگوشه ی خيابان براي مردم بخوانم.

ایلنا : استاد عليرضا افتخاري(خواننده مطرح عرصه موسيقي) كه در چند سال اخير يكي از پركارترين خوانندگان سنتي ايران بوده و تعداد آلبوم هاي منتشر شده‌اش به 80 آلبوم مي‌رسد، درخصوص انتقاداتي كه نسبت به افزايش تعداد آلبوم‌ها و پايين آمدن كيفيت كارهايش به وي وارد شده، عنوان كرد: اگر آهنگسازان به دنبال ملودي‌هاي بكر و خوب نيست، من كه مقصر نيستم.

استاد افتخاري در اين زمينه گفت: هر آلبومي براي خودش يك اثر است. آهنگساز است كه سراغ يك ملودي يا آن ملودي به اشكالي مختلف مي‌رود. بعداز اين مرحله كه آهنگساز كارش را انجام داد، قدم به خانه من مي‌گذارد و از من مي‌خواهد كه كارش را بخوانم، اگر از كارش خوشم آمد، آن را مي‌خوانم و اگر خوشم نيامد، قبول نمي‌كنم يا به آهنگساز مي‌گويم كه سراغ كار ديگري برود.

وي در پاسخ به اين سئوال كه آيا با بالا رفتن تعداد كارها؛ كيفيت آنها پايين نمي‌آيد، عنوان كرد: من خواننده هستم و بايد از من بخواهيد كه بد نخوانم و مواظب شعر و كلامم باشم. هميشه شعر ترانه‌هايم را از كار اساتيد فرهيخته انتخاب مي‌كنم، استادي كه دنياديده باشد. اگر آن آهنگساز پايش را از تهران بيرون نگذاشته و به دنبال ملودي‌ها بكر و خوب نيست، من كه مقصر نيستم.

نظرات (6) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 279

آخرين بروز رساني ( ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ )
ادامه مطالب ...
استاد افتخاری، کسایی،‌ قره باغی و آهنگران مورد تقدیر قرار گرفتند
نوشته شده توسط مدیر سایت استاد افتخاری   
۰۷ اسفند ۱۳۸۸

استاد افتخاری، کسایی،‌ قره باغی و آهنگران مورد تقدیر قرار گرفتند

به گزارش خبرنگار مهر در بندرعباس، برنامه ابتدایی نشست تخصصی موسیقی گردهمایی مدیران رادیویی، ‌تلویزیونی استان‌های کشور، کارشناسان و داوران این بخش در خصوص مباحث موسیقی محلی با کلام و بی کلام بحث و تبادل نظر کردند.

در این نشست پس از سخنرانی سیدرمضان موسوی مقدم معاون امور مجلس و استان ها از ساز کوبه ای "کوب" که توسط مهدی آرام باش مدیر واحد موسیقی مرکز خلیج فارس ابداع شده بود رونمایی و به اجرای برنامه پرداخت.استانهای خراسان رضوی و خوزستان بیشترین عناوین برتر این جشنواره را در بخش موسیقی و شعر بدست آوردند.در بخش تقدیر از هنرمندان از استاد علیرضا افتخاری ، صادق آهنگران ، حسن کسایی و اسفندیار قره باغی تقدیر ویژه شد که استاد علیرضا افتخاری و آهنگران در این جشنواره از غائبان بودند.

اسفندیار قره باغی زمانی که بر روی صحنه جهت تقدیر رفته بود خطاب به معاون امور استانها و مجلس صدا و سیما گفت: 42 سال است که با سازمان صدا و سیما همکاری می کنم و این اولین بار است که برای تقدیر به این جشنواره دعوت می شوم امیدوارم در آینده جوانان را 42 سال منتظر نگذارند.

لینک خبر

نظرات (8) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 288

در جشن بزرگ فجر: نواي گرم استاد افتخاري در مجتمع گاز پارس جنوبي طنين‌انداز شد
نوشته شده توسط مدیر سایت استاد افتخاری   
۲۷ بهمن ۱۳۸۸

در جشن بزرگ فجر: نواي گرم استاد افتخاري در مجتمع گاز پارس جنوبي طنين‌انداز شد.

نواي گرم استاد عليرضا افتخاري گرمابخش جشن بزرگ فجر در مجتمع گاز پارس جنوبي شد. به گزارش روابط عمومي شركت مجتمع گاز پارس جنوبي، در اين مراسم كه به مناسبت دهه فجر و پيروزي انقلاب اسلامي در سالن اجتماعات پالايشگاه دوم برگزار گرديد جمع كثيري از مسئولين و كاركنان اين مجتمع حضور يافتند.

پس از تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد، گروه موسيقي كر عارف به روي صحنه رفتند و پس از اجراي سرود مقدس جمهوري اسلامي با اجراي قطعات پرشور انقلابي حاضرين را به وجد آوردند.حضور استاد عليرضا افتخاري در سالن با شور و هيجان و تشويق بي‌امان حاضران روبرو شد و دقايقي چند سالن اجراي مراسم غرق در تشويق و خوش‌آمد گويي به استاد آواز ايراني شد.

پس از اين‌كه استاد عليرضا افتخاري با صداي گرم خود به اجراي تصنيف‌هايي زيبا پرداخت با استقبال پرشور جمعيت روبرو گشت.همچنين در لابلاي برنامه، وي با اجراي قطعات زنده آواز ايراني گرما بخش مراسم پيروزي انقلاب اسلامي در مجتمع گاز پارس جنوبي گرديد.گفتني است اين مراسم با استقبال بسيار زياد مسئولين و كاركنان اين مجتمع برگزار گرديد، به نحوي كه عده‌ زيادي از جمعيت بطور ايستاده به تماشاي برنامه پرداختند.

لینک خبر

نظرات (16) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 456

آخرين بروز رساني ( ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ )
غافلان همسازند تنها طوفان کودکان ناهمگون می زاید
نوشته شده توسط آقای بهمن رحیمی (خزان)   
۱۳ دي ۱۳۸۸

 

غافلان همسازند تنها طوفان کودکان ناهمگون می زاید

سالها باید دهند آواز سر

این مرغکان از شاخ تر

تا که شاید یک هزار

برکند آوای تو

برکسی پوشیده نیست که در گذر ایام و در تحول جوامع و ملل و در سیر تاریخ همواره این هنرمندان راستین بوده اند که تکثیر کننده زیبایی ها و پیوند دهنده روح انسانها به جهان معنای هنر و عشق بوده اند و در این میان هنر مندانی ماندگارتر مانده اند که به آن خلقیات هنری خویش دست یافته و در لحظه تولد آن هنر ،خود در میان نبوده اند و آنچه از آنان انعکاس یافته به عنوان یک اثر هنری جاودان گشته و خود در اثر خویش گویی شهید گشته اند. روح زیبا دوست آدمیان همیشه با تمیزی عجیب آثاری که از هنرمندان راستین به آنان رسیده جذب نموده و با آن زیسته و در جهان ذهن خویش از آن خاطره ساخته اند.

و هم از این دست آثاری موفق تر بوده اند که خالق آن اثر خود انسانی بی تعلق و غرور و منیت بوده و با همنوعان خویش یگانه گشته و برای آنان و بر حول و مدار آرزوهای آنان گشته اند.در تاریخ موسیقی این کهن دیار نیز همواره مردان بزرگ این اقلیم هنر پرور از خیل این گونه انسانهای بی ریا و یگانه بوده اند.

هنر تنها وسعت پر زیوری است از پیچیدگی ها و آرایه ها که خود از بی آرایه ترین عناصر ترکیب یافته و مهمترین عنصر بازشناسی این عناصر بی آرایه روح از تعلق آزاد گشته هنرمردان و هنرزنان بوده که در اوج شهرت خود را از آن همنوعان خویش دانسته و با آنان همچراغ گشته و هم کوچه آرزوهای آنان بوده اند.

آری کسی که بخواهد در برج عاج لانه سازد و خود را از عامه مردم جدا سازد همانا کارش بوی مرگ و نیستی خواهد گرفت هنرمندان راستین بی آنکه نگران وجه و پرستیژ هنری خویش باشند بی تکلف بر خواست دل مخاطب خویش گشته اند که اساسا هنر ظاهر سازی مجامله را بر نمی تابد و آنرا در دایره تعاریف خود نمی شناسد.

در تاریخ چند دهه بعد از انقلاب اسلامی نیز هنرمندان زیادی ظهور یافته اند که هر یک دارای یک سیر تحول در کار هنری خویش بوده اند. در میان آواز خوانان این چند دهه نامهای زیادی به چشم می آیند که بعضی ها در اوائل انقلاب در اوج پختگی کار هنری خود بوده اند و تنی چند نیز در اوج جوانی و آغاز آزمون هنری خویش.در میان جوانها نام جناب استاد علیرضا افتخاری و مرحوم ایرج بسطامی و چند تن دیگر بیشتر رخ می نماید.در این بین جناب استاد علیرضا افتخاری  وجوه خاصی از ویژگیهای پیش برنده یک هنرمند را همراه خود داشت که او را از سایرین متمایز می ساخت اولین ویژگی ایشان شاگردی محضر یکی از قله های آواز سده اخیر یعنی مرحوم تاج زاده (جلال تاج اصفهانی)بود. استاد افتخاری در ابتدای سن نوجوانی محضر استاد تاج را به مدت 15 سال درک نمود یعنی سنی که اوج گیرایی و شکل گیری شاکله هنری و شخصیتی او محسوب می گشت.استاد تاج نیز چنان که از روحیات هنری ایشان نقل می کنند هنرمندی بوده که پدرانه استاد افتخاری مستعد را بر سر سفره سخاوت هنری خویش می پرورد،گویی خود او نیز بر آینده درخشان شاگرد خویش بیش از هر کس وقوف یافته بود . وجه خاص تمایز دیگر جناب استاد افتخاری این بود که در مکتب آوازی اصفهان پرورده گشت.

نظرات (42) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 1660

آخرين بروز رساني ( ۱۳ دي ۱۳۸۸ )
ادامه مطالب ...
این حسین(ع) کیست؟
نوشته شده توسط خانم واعظی (فانی)   
۰۴ دي ۱۳۸۸

این حسین(ع) کیست؟

محرم آمد و بار دیگر طنین عزا نواخته شد. پرچمهای سبز و سیاه بر فراز تکیه ها ، پیراهنهای سیاه، طبل و سنج و زنجیر و بوی عود و اسپند و...

 در این روزها نام حسین(ع) ورد زبان همه است و مجالس نوحه و عزا و سینه زنی بزم گرم شبانه عاشقان سینه چاکش...

نمیدانم از کجا باید شروع کرد که دلم بس گرفته . تا بحال شده در این ایام کمی دقیق و نکته سنج شوید؟ مراسم و آدابی که با فرهنگ ایران و ایرانی عجین گشته و ریشه در اعتقادات دارد. پای صحبت هر پیر و جوانی که نشینی خود را عاشق امام حسین(ع) میداند و آنها که چند پیرهن بیشتر پاره کردند و دستی در این مراسم دارند  با نام آقا اشکی از گوشه چشمشان میلغزد. فرهنگ عاشورا را از دوران طفولیت در گوش جانمان نواخته اند. از دیدگاه عامه مردم حسین(ع) امام سوم شیعیان است که بخاطر دست بیعت ندادن با حکومت غیر شرعی یزید از مدینه خارج شده و در مسیر رسیدن به کوفه ( که مردمانش شهره به بیوفایی اند) در دشت نینوا آب را بر او و اهل بیتش بستند و در تاسوعا و عاشورا با لب تشنه فرزندان و یاران و در پایان خودش را شهید کردند و سر بریدند و به نیزه زدند و شام غریبان و اسارتها و...

 که هر کس خود بهتر میداند آیا واقعا امامی که نامش پس از 1369 سال دل را میلرزاند و اشکها را جاری میکند همین است. این حسینی که عالم همه دیوانه اوست و آن شمعی که جانها پروانه اویند، تنها حسینی است که در دشت کربلا با لب تشنه کشته شد و اهل بیتش به اسارت گرفته شدند ...؟! اگر چنین بیندیشیم و بر شهادت و اسارت او بگرییم بسیار کوته فکریم. مگر در دوران ما در کشورهای جنگ زده فلسطین و عراق و... و ایران خودمان خانواده هایی نبودند که جوانانشان به خاک و خون کشیده شدند؟ چه فرقی میکند اینها هم مرگ سوزناک و جگر خراش داشتند، چه بسیار جوانانی که خونشان همین خاک را گلگون کرد ، بدنهای تکه تکه شده و بعضی یر جدا از پیکر. اینها ظواهری است که تنها احساسات را جریحه دار میکند و نسل به نسل و سینه به سینه به ما رسیده که حقیقتی است بس ناگوار. اما فرهنگ حسین(ع) نیست. نوحه ها و مرثیه هایی  که برای آن حضرت اجرا میشود هم، نمی دانم دانسته یا ندانسته، نه تنها سیمای واقعی و شخصیت والای امام را معرفی نمی کند بلکه ایشان را بسان یک فرد عادی تنزل داده و آنقدر کوچک میکند که جای تاسف دارد. روح والای انسانی که آسمانها و زمین در برابر عظمتش قد خم میکنند آنقدر ضعیف است که تمام هستی اش خلاصه میشود در چند جوان و اهل و بیتش و تشنگی و بیوفایی کوفیان! تا جایی که با شهادت علی اکبر(ع) زانوانش میلرزد و ضجه میکند و با مرگ برادر کمرش می شکند! و در پایان حتی برای آب گرفتن التماس میکند !

آیا این روایات ، اعتقادات مان را زیر سوال نخواهد برد؟! ما که معتقد به معصومیت ائمه اطهاریم و آنها را بری از هر عیب و نقص و تعلق خاطر میدانیم پس این وابستگی ها و شکوه و شکایتها چیست؟! مگر حسین(ع) خود بر نخاست تا دین خدا را احیا کند با صلابتی که کوه در مقابلش به زانو درآید؟

متاسفم برای انهایی که بخاطر گریاندن هزار روایت نادرست و شرم آور را به زبان می آورند، شرم آور در برابر عظمت آزاد مردی که برای اجرای امر معشوق و احیا دین او نه تنها خود که تمام تعلقاتش را قربانی کرد.

دکتر علی شریعتی در کتاب حسین وارث آدم میگوید:

»شهادت دو گونه است شهادت حمزه ای و شهادت حسینی. شهادت حمزه ای عبارتست از کشته شدن مردیکه آهنگ کشتن دشمن کرده است، مجاهد. اما شهادت حسین(ع) کشته شدن مردی است که خود برای کشته شدن خویش قیام کرده است. در این شهادت شهید با خون خویش نمی خواهد دشمن را سرنگون کند اما می خواهد سر بزیر کند و میکند. با مرگ خویش فرار از فشار و سختی و ننگ را انتخاب نمی کند ، نه به یک فرار منفی که به یک حمله مثبت دست می یابد زیرا مرگ او ظالم را محکوم میکند و مظلوم را متعهد. ظلم را افشا میکند و کتمانها را برملا. آنچه را از یادها فراموش شده به یاد می آوردو در دلهای فسرده ایمان امتی خون حیات و جوشش و حرکت می بخشد. «

یاران او نیز هر کدام عالمی دارند از صفات والای انسانی ، آزادگانی که توانستند هم رکابش گردند. عباس(ع) بزرگ مردی است که چشم تیرخورده و دست بریده اش مانعی عظیم برای شناخت ابوفاضلی شد که صاحب کمالات انسانی است و ادب و کمالش خود دانشگاهی است .اما او را شناخته ایم؟ از زندگی او و فرزندانش قبل از حادثه عاشورا چیزی می دانیم؟ برای ما عباس کسی است خود دستانش را برای رساندن آب به طفلان تشنه لب فدا کرد...!

و اکنون حسین(ع) با همه هستی اش آمده است تا در محکمه تاریخ در کنار فرات شهادت بدهد. شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاریخ. شهادت بدهد که چگونه این جلاد ضحاک مغز جوانان را در طول تاریخ می خورده است ، با علی اکبرش شهادت بدهد!

شهادت بدهد که در نظامهای جنایت چگونه قهرمانان می میرند، با خودش شهادت بدهد!

شهادت بدهد در در نظام حاکم بر تاریخ، چگونه زنان یا اسارت را باید انتخاب می کردند و ملعبه حرامسراها بودند یا اگر آزاده باید می ماندند، باید قافله دار اسیران باشند و بازمانده شهیدان. با زینبش!

شهادت بدهد که نظام ظلم و جور و جنایت بر کودکان شیرخوار هم رحم نمی کند. با کودک شیرخوارش!

حسین(ع) یا همه هستی اش آمده است تا در محکمه جنایت تاریخ به سود کسانی که هرگز شهادتی به سودشان نبوده است و خاموش و بی دفاع می میرند شهادت بدهد.

حسین را خون خدا گفته اند از این رو که در تمام دوران و اعصار جریان دارد و به قول دکتر الهی قمشه ای محرم و عاشورا سراسر شادی است .

شادی پیروزی حسین(ع) ، جریان یافتن امید در دلهایی که سالیان سال رخوت و سستی به زانو درآورده شان، شادی احیا دین خدا وآزادگی و زنده شدن فضایل انسانی و رهیدن از قید و بندهای دنیای دون...

شهادت حسین(ع) اشک نمی خواهد چرا که شهادت را انتخاب کرد تا آزادگی را به ارمغان آورد و دین خدا احیا کند.

حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود

اما افسوس به جای افکارش

زخمهای تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین درد او را

بی آبی معرفی کردند...!

                                  

نظرات (5) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 874

آخرين بروز رساني ( ۰۵ دي ۱۳۸۸ )
ادامه مطالب ...
<< شروع < صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد > پايان >>

 

گوهر باران اندیشه

استاد افتخاري‌:  شما به مردم بگویید سعی کنید زندگی را قشنگتر کنید. موهبات خداوند هر تکه اش زیبایی خاص خودش را دارد. انسان وقتی رفت، رفت . مهم این است وقتی زنده است بداند چگونه زندگی کند.

نظرسنجی

ورود و خروج

نام كاربري

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

آمار بازدید سایت

اعضاء: 3559
خبر ها: 179
لينک ها: 26
بازديدکنندگان: 57754425

حاضرين در سايت

حاضرين: 22 مهمان حاضر

خروجی سایت