چون سحر آید به خدا می روم ، من دگر از شهر شما می روم...
نوشته شده توسط اقای بهمن رحیمی و خانم الهام   
۱۰ شهريور ۱۳۸۹


بنام خدا

هرگز نبرند نام کسی را به بزرگی

کو نام بزرگی به بزرگی نبرد

این روزها بحث قاطبه دوست داران هنر موسیقی سخن از عدم دریافت حقایق وگرفتار هیجان زدگی شدن هاست که از پی به پویه می گردد دهان به دهان با الفاظی به وسعت بی شرم ناسپاسی ها که ایرانیان از دیر باز تقبیحش کرده اندو همهمه ای در بین غوغاییان که وداع محبت ها ویکرنگی ها را تعجیل می کنندبه هیات نجوایی که هراسش تخفیف می دهد.آری این روزها غوغاییان را به سخافت بی انصافیها در حق رامشگران عشق ومهر وقعی نیست.گویی زیستن در بین ایشان بربهای خویش فراست یافته است.یگانه حجت در این روز نزدیکترین احساس است که از بغضی گلوگیر حکایت دارد.آری این روزها باد ولنگار ناسزا وافترا نیز در هراس از مرگ خود بی ماواتر از همیشه پا در گریز است.

کمی بیشتر از دو دهه قبل هنر مندی صاحب نوا از زمره شاگرد بزرگان عرصه آواز به جامعه هنری ایران معرفی شد با نوایی رسا وبغضی دلگیر با غزلی از حافظ بزرگ که می خواند:

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب

مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

من آنروز ایمان این بانگ دلگیر را همچون تعهد درختی به ریشه اش احساس کردم.واین بانگ ونوا گویی سنگینی بار رسالتی که بر دوش داشت را می دانست.در آن سالها به خوبی می شد زمزمه شوق دیگر بار دوست داران راستین هنر آواز را از بطن محافل ومجالس خصوصی هنری وشب شعرهای شهر اصفهان در مورد این جوان هنرمند ومستعد که صدایش بازتاب وبر انگیخته از شعور تاریخی ایرانی بود به خوبی شنید.شوقی که از ظهور خواننده ای از تبار بزرگان بعد از فقدان خداوندگاران این عرصه حکایت می کرد.به اذعان هنر شناسان این صدا استثنایی بود بی نقص که هیچ کم نداشت وشاید همترازانش همسایگان قرن تا قرن همند.

خواننده صاحب نوا نیز به گونه ای متفاوت از دیگران سلوک داشت .از مجالس به به وچه چه گریزان بود.با اینکه بسیار جوان بود هم نفس بزرگانی بود که با هرکسی کار نمی کردند.یک عنصری در صدا داشت که می شد رنج تاریخی این ملت گرانمایه را در آن شنید.افزون بر یک دهه ونیم منحصراً از قله های ادبیات شعری ایران خواند.سالها گذشت و او دیگر نواگر لحظه های بی قراری ای سرزمین شده بود.همیشه از هرکس که بر او حقی داشت ونداشت به نیکی یاد کرد وهیچ گاه کلام به بدی نیالود اگر چه دل پر دردی داشت.او درد آشنا بود وبیماردار فرزند عزیز خویش که بنا بقول خود در منزل خود ودیگر اعضای خانواده اش به احترامش دست به سینه اند وپشت سر صندلی چرخدارش به راه ما افتند.

به میان سالی که رسید محجوب تر از همیشه بود ومثل همیشه از وفا ومهر وزیبایی وامید می خواند.بزرگی مقام اهورایی سکوت را می دانست وکم حرف می زد.همانگونه که خود می خواند،چیزی جز بوی گندم وبرق شادی در چشم مردم را نمی خواست.او اصالتها وحرمتها را می شناخت وپاسشان می داشت.هیچ گاه به مجالس پول پرستان ثروت وگدایان شهرت نرفت.او حرمت خانه پدری را داشت واز کاستیهای آن شکایت به همسایه بیگانه نبرد.با ایستادگی پر اصرارش آگاهانه وهمه و قت چون تجسم یکپارچه امید برای مردمش خواند وخواند گویی می خواست خود را تمام کند.همچو نای شبگیر رازش را بی هراس از گوش در یوزه گر حاسدان بی توقع به شب باز می خواندآنگونه که فریادش در جستجوی مهتاب بر سنگینای شب لطمه ای نبود.بر پر کاریش خرده گرفتند می گفت باید بروم پی کارم وکار او فقط خواندن بود و خواندن یعنی همان رسالتی که برایش برداشته شده بود.می گفت آمده ام تا خودم را تمام کنم بگذار تا هرچه می خواهند بگویند.

هیشه ایام خود را مدیون دلیر مردان این سرزمین می دانست وبرایشان می خواند.بیشتر عمل می کرد وخدمتگذاران میهنش را دوست داشت.با بیگانه همداستان نشد چوب حراج به حرمت خانه اجدادی نزد بر سر حیثیت ایرانی اش معامله نمی کرد.تزویر بیگانه را می شناخت همانها که سالیان دور ودیر با زیباترین یاسهای سرزمینش به زبان داس سخن گفته بودند.می گفت ما باید بر داشته های خود ببالیم نه بر رویای سرابی که بیگانه به تزویر برای ما ساخته است.

بوریای خود به قالینش مده

بیدق خود را به فرزینش مده

نظرات (24) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 464

آخرين بروز رساني ( ۱۰ شهريور ۱۳۸۹ )
ادامه مطالب ...
گناه «استاد افتخاری» در این وانفسای بی اخلاقی چیست که...
نوشته شده توسط مدیر سایت استاد افتخاری   
۰۴ شهريور ۱۳۸۹

خبرآنلاین نوشت:

در تماسی که برای احوال‌پرسی از استاد علیرضا افتخاری داشتیم، بسیار ناراحت بود و گفت: «می‌خواهم بروم. کارهای لازم را هم انجام داده‌ام. دیگر باید بروم...» حالا اما مشخص شده است که او «فرانسه» را برای زندگی انتخاب کرده است. خواننده‌ای که سال‌هاست با صدای دلنشینش آثار محبوبی برای ایرانیان به یادگار گذاشته است و حالا در پس اتفاقاتی شبه‌سیاسی قصد رفتن از وطن را دارد.

                          

یک جشن و چند حاشیه


در روزی که به مناسبت گرامیداشت ارزش و منزلت خبرنگاران در تهران جشنی بر پا شده بود، استاد علیرضا افتخاری هم یکی از مدعوین بود که به روی صحنه رفت. او روی سن بود که رییس جمهور به سمت او رفت و خواننده اشعار سنتی با او دیده‌بوسی کرد.

استاد افتخاری در این باره گفت: رییس جمهور به محضی که به نزد من رسید خودش را از طرفداران و علاقمندان پیگیر آثارم معرفی کرد و من به رسم تشکر از این ابراز علاقه، او را در آغوش گرفتم.

ابراز علاقه و ادای رسم ادب، توسط استاد افتخاری به همین‌جا ختم نشد. آن چنان که همین اتفاق در محافل خبری این چنین نقل شد: استاد افتخاری انرژی بیشتری صرف این ادای احترام کرد. بر اساس گزارش ایرنا، این استاد آواز موسیقی اصیل ایرانی پس از آن که رییس جمهور را در آغوش کشید، به او گفت: «آقای رییس‌جمهور دوستت دارم

اما استاد افتخاری در گفت و گو با «خبر» این ابراز دوستی را متعلق به همه مردم ایران می‌داند و اصرار دارد که همه مردم ایران را دوست دارد و رییس جمهور را به عنوان فردی از میان همین مردم مورد احترام و ادب قرار داده است.

وی در تایید این ابراز علاقه به هموطنانش، گفت: «همان روز هم، در ادامه این مراسم و در حالیکه که خبرنگارانی از اغلب رسانه‌ها و تنی چند از هنرمندان شاهد بودند، پس از به آغوش کشیدن رییس جمهور، گفتم این حرف را ازروی خودستایی و تکلف نمی‌گویم، بلکه ازدلم برخاسته و حرف دل من است

البته وی در اعتراض به بازتابی که این رفتارش داشته، به آن چه که در پی ابراز دوستی به رییس جمهور، به زبان آورد اشاره‌ای نمی‌کند، اما  همه را نشات گرفته از ابراز علاقه رییس جمهور به موسیقی می‌داند. استاد افتخاری در این مراسم چند قطعه موسیقی در وصف عروج مردان خدا و شهدا به ویژه خبرنگاران شهید خواند، که اساسا برای همین به آن مراسم آمده بود و اتفاقا فضای مراسم را به شدت تحت تاثیر قرار داد و حضار،به ویژه مسوولان و اهالی رسانه از اجرای او استقبال بسیاری هم کردند.

دردسرها آغاز می‌شود


پیرو این مراسم و انتشار اخبار حواشی این اجرای موسیقی، موجی از انتقادها و دلخوری‌ها افتخاری را در بر گرفت، تا جایی که او وادار به عکس‌العمل شد.

علیرضا افتخاری در این باره به «خبر» گفت: «در پی اتفاقاتی که اخیرا ناخواسته گرفتارش شدم و هجمه بسیاری که بعد از آن، برای خود و خانواده‌ام پیش آمد، رفتن را به ماندن ترجیح می دهم

او در این باره توضیح داد: «پس از آن مراسم و مسایل بسیاری که در پی آن پیش آمد، برخوردهای بدی با من و خانواده‌ام صورت گرفت، پیگیری‌هایی که خبرنگاران هم داشتند به نوعی در حادشدن این ماجرا تاثیر داشت. »

وی اضافه کرد: «همین پیگیری‌ها و بی انصافی‌های برخی، ماجرا را برای ما بسیار ناگوار کرد. ناگوار، نه از آن روی که رسم ادب به جا آوردم، بلکه به خاطر برداشت‌های نادرستی که از رابطه من با رییس جمهور شد

خواننده «آلبوم قلندر وار» ادامه داد: «چون رسم ادب و حرمت مجلس را به جا آوردم، که جزو فرهنگ و بخشی از مرام ایرانی هاست به هیچ وجه ناراحت نیستم. همان روزها هم به برخی رسانه‌ها که با بی انصافی به ماجرا نگاه می‌کردند گفتم که اگر هر کس دیگری هم به جز شخص آقای احمدی نژاد برای تبادل ادب و ادای احترام به سمت من می‌آمد، همان گونه با او به گرمی مواجه می‌شدم که با رییس جمهور شدم و چه کنم که ایشان کارهای مرا دوست دارد و این تبادل اخلاقی فقط برای موسیقی است

نظرات (88) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 2536

آخرين بروز رساني ( ۱۰ شهريور ۱۳۸۹ )
ادامه مطالب ...
پیروی های خضر ما را بیابانگرد کرد!!
نوشته شده توسط مدیر سایت استاد افتخاری   
۲۹ مرداد ۱۳۸۹

استاد افتخاری با صدای بغض الود طی تماس تلفنی مطالبی فرمودند که به استحضارتان می رسانم:

اقای مهندس ضرغامی عرضی دارم و می روم سر اصل مطلب، آقای دکتر کردان چه کرده بود که اول او را زبان زد خاص و عام کردند و نگفتند نوابغ شاگرد اول کلاس نبودند. بلکه آنها به علومی دست یافته اند که خداوند آن را به نزدشان به ودیعه گذاشته است. اما آن مرد بزرگوار هرگز نتوانست در مقابل این همه ژاژخایی ، کلامی به زبان بیاورد و از خود دفاع کند و بگویید چه زحماتی که متحمل نشده بود!! آخر امر هم رفت و راحت شد .اگر جواب بی حرمتی شبکه voa  داده می شد شاید این اتفاق نمی افتاد . شاید نه ... اما قطعا ان روانشاد چنین توقعی  داشت.

حال از زمانی که این بنده ، رئیس جمهور را بوسیدم،  نه خودم( که فدای مردم ایران) اما این بی حرمتی گریبان گیر خانواده ام نیز شده است. خودم هم حال خوبی ندارم... آقای ضرغامی کمترین کاری که می توانستید انجام دهید چه بود جز دفاع کردن از هنرمندان کشور؟! چرا باید بگذارید بنده که سی سال در خدمت مردم بودم اینگونه مورد هجمه و حمله ان رسانه خارجی voa   قرار بگیرم؟! ای کاش جواب سنگ پراکنی های این رسانه خارجی را می دادید. مگر نه اینکه جواب رسانه را رسانه باید بدهد؟! البته بنده تنها نیستم که مورد ژاژ خایی این حرمت شکنان قرار می گیرم ، آقای مهندس ضرغامی اگر بنده مورد ناسزا گویی مردمان کشور خودم قرار گیرم با جان دل می پذیرم اما نمی توانم تحمل کنم عده ای در خارج از کشور اینگونه در رسانه با بنده چنین کنند و صدای قهقه خنده شان .... بنده به عنوان یک هنرمند کمترین، خواستم از خودم دفاع کنم. چرا اجازه یک دفاع کوچک را به بنده ندادید؟!

در حال حاضر چنان بغض گلویم را گرفته که نمی دانم درد دلم را به چه کسی بگویم؟ اما به خدا می سپارم... در هر صورت خداحافظ شماها باشد.

علیرضا افتخاری

نظرات (86) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 8132

آخرين بروز رساني ( ۲۹ مرداد ۱۳۸۹ )
موسیقی هنر ماندگاری
نوشته شده توسط خانم الهام   
۱۵ مرداد ۱۳۸۹

 

استاد علیرضا افتخاری : آقای رئیس‌جمهور دوستت دارم.

استاد علیرضا افتخاری استاد آواز موسیقی اصیل ایرانی امروز در مراسم بزرگداشت روز خبرنگار که در مرکز همایش‌های صداوسیما و با حضور مدیران، سردبیران و خبرنگاران اصحاب رسانه برگزار شد، به گرمی آقای احمدی‌نژاد را در آغوش کشید و گفت ، آقای رییس‌جمهور دوستت دارم.

به گزارش ایرنا این استاد موسیقی و خواننده مشهور کشور باتبریک روز خبرنگار به تمامی اصحاب قلم افزود: این حرف را ازروی خودستایی و تکلف نمی گویم بلکه ازدلم برخاسته و حرف دل من است .استاد افتخاری نقش آقای احمدی‌نژاد در ارتقاء سطح نفوذ ایران درتحولات بین المللی و نیز رشد و بالندگی فرهنگ ایران اسلامی درجهان را ستود و خطاب به رییس جمهوری گفت: شما رییس جمهور شجاعی هستید بدانید امروز چشم 6 میلیارد انسان به شما است.

وی خطاب به رییس جمهوری گفت: آقای احمد نژاد زمانی که رییس جمهور شدید خیلی جوان بودید و اکنون کمی پیرشدید اما مرحبا برشما.

استاد افتخاری دو قطعه موسیقی دروصف عروج مردان خدا و شهدا به ویژه خبرنگاران شهید سرود که با استقبال گرم شرکت کنندگان دراین مراسم مواجه شد

استاد افتخاری درپایین سن محمود احمدی نژاد رییس جمهوری را درآغوش گرفت و مراتب قدردانی خود را ازاین رییس جمهور مردمی و دوستدار فرهنگ و هنر ایران اعلام کرد .

=================================

پاورقی:

یک جهان دوست کم است اما یک دشمن زیاد!!!

اقای احمدی نژاد هم به استاد افتخاری گفته دوستت دارم .صدایت را دوست دارم . استاد افتخاری هم اهل بی ادبی نیست در واقع ادم بی ادبی نیست در آن لحظه می بایست خم می شد و دست رئیس جمهور را هم می بوسید و احترام نشان می داد. این بحث افتخاری و رئیس جمهور نیست . بحث ادب است در مقابل ادب!!!

آهای کسانی که زبان اعتراض گشوده اید چرا در ان واحد مودب بودن شخصی را در مقابل رئیس جمهور بی ادبانه جلوه می دهید ؟ چطور استاد را شخص بی ادب می پندارید؟ او کارش را خوب بلد است و نیازی به راهنمائی های و حرفهای خارج از نزاکت شما ندارد. افرادی که به استاد معترضید خب یک دفعه سنگسارش کنید . شما مگر نگفتید می کشید پس بکشید!! تو که نمی دانی مملکت و عزت و فرهنگ و تاریخ و ابرو چیست؟! صدای استاد را گوش نکن .حرفهایی که دور از اندیشه است نزن. از جماعتی شنیده بودم که ایرانی ازاد است اما نه اینطور!! افرین بر شما با این حرمت داریتان افرین!! خودتان را پیدا کنید خود گم کرده ها.

اوف بر تو استاد که چنین طرفدارانی داشته باشی. ای وای بر افتخاری! که سی سال حرف دل انهایی را زدید که بی غیرت بودند.من از همینجا از استاد می خواهم دیگر به استدیو نروند و خود را به عذاب نکشند و برای امثال شماها نفس نزنند. شما که با هنرمند مملکت تان این چنین می کنید وای بر شما.

استاد افتخاری شخصی است از اغاز انقلاب تا به حال از هیچ کسی گدایی نکرده و نیازی نداشته  است . اگر همکارانش وام بلاعوض گرفته اند و استاد چه گرفت؟ جز اینکه خواند و خواند  و .. حال ادب ایشان را اینگونه تفسیر نا بحق می کنید؟ هر چند که بعضی از این مزخرفات از همکاران استاد هم بیان شده است خصوصا انهایی که چشم دیدنش را ندارند  .

این حق استاد افتخاری نبود. بیاندیشید و تعقل کنید و بجای زبان اعتراض راه درست را انتخاب کنید.

مدیر سایت

=================================

=-= واکنش استاد افتخاری به بازتاب دیدارش با رئیس جمهور=-=

=-= مطلبی در همین رابطه در وبلاگ آقای جوافشانی =-=

  =-=مطلبی در همین رابطه در وبلاگ خورشید شبستان=-=

=================================

کلام زیبا

دوستان سلام

ای کاش روزی برسد که واقعا همدیگر را دوست داشته باشیم با تنفر نسبت به هم برخورد نکنیم .

توجه داشته باشیم که همگی انسانها مخلوقات خداوندیم وامانت هایی که هرکدام برای ماموریت هایی افریده شده ایم وبیهوده وبی هدف به این جهان نیامده ایم زیباییها را درک کنیم زشتی هارا ببینیم وبگذریم  اگرنام خودمان را مسلمان گذاشته  ایم بزرگان دینمان را الگوی خود قراردهیم راستی بزرگان ما درمقابل نظر و رفتارمخالف چه رفتاریی داشتند.

همه ما داستان ان شخصی راکه به جناب مالک اشتر زمانی که ایشان فرمانده سپاه امام علی علیه السلام بودند اهانت کرد و برخورد ان بزرگوار را میدانیم نمیخواهم تکرارکنم  و از ان بالاتر برخورد پیامبر خودمان با ان یهودی که به ایشان اهانت میکرد و احوالپرسی پیامبر از او در زمان بیماری.

ایا دقایقی به این رفتارها با دقت فکر کرده ایم مگر نشنیده ایم ساعتی تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است ایا به رفتار خودمان هم فکر میکنیم بیشتر به گفتارمان می اندیشیم .

چرا فکر میکنیم راحت میتوانیم در مورد دیگران هر کلمه ای  که دلمان خواست ادا کنیم چرا تحمل نظر مخالف همدیگر را نداریم وچرا خوبیها را به محض دیدن یک رفتاری از فردی که خلاف میل و علاقه امان کاری انجام میدهد نه تنها فراموش میکنیم بلکه با خشم زبان وقلممان را ازاد میکنیم و هر چه دل تنگمان خواست بیان میکنیم و سریع انگ بی ایمانی بی لیاقتی بی ارزش بودن و هر چه که به ذهنمان رسید به افراد میزنیم

راستی دوستان یادمان رفته درماه شعبان بودیم پیش در امد ماه بزرگ رمضان ماه ضیافت خدا ایا اینگونه خودمان را برای ضیاقت اماده کردیم .

نباید فراموش کنم در برهه ای از فراز و نشیب زندگیم صدای استاد افتخاری منجی روحم بود پس من به ایشان مدیونم و از طرفی ایشان هم مثل افراد دیگر حق انتخاب دوست داشتن ابراز علاقه کردن دارد البته این کلامم را تایید کارهای اقای احمدی ندانید.

من که از صدای ایشان انرژی گرفته ام به ارامش رسیده ام و واقعا لذت برده ام زمانی با صدای ایشان با خالق خودم صحبت کرده ام ایا این حق را دارم که این همه لطف خداوند را نادیده بگیرم مگر نشنیده ایم لم یشکر المخلوق ان لم یشکر الخالق به این خاطر بود که لازم دانستم اگر میخواهم به عنوان یک دوستدار و طرفدار استاد افتخاری نظر بدهم اول فراموش نکنم اثر و حضور صدای خدادی ایشان را در جان و روانم بعدا نظرم را بگویم نه انکه همه چیز را فراموش کرده و نه تنها به ایشان که به هنرمندان دیگر که بندگان خدا هیچ نقشی در این میان نداشته اند و خط مشی و اعتقادات جداگانه ای هم دارند اهانت کنم نه این خیلی غیرمنصفانه است.

دوستان شنیده ایم که مردم به دین و روش زمامدارانشان میگروند اما من میگویم بیایید زیبا ببینیم زیبا سخن بگوییم چرا که زیبا سخن گفتن برای همه از یک شهروند معمولی تا بالاترین مقام اجتماعی لازم است  بیاییم تخیلمان را قوی کنیم نه توهم را بیاییم زبانمان را قلممان را نگاهمان را خدایی کنیم خدایی ببینیم خدایی حرف بزنیم خدایی یعنی خداپسندانه نه خودپسند انه موفق باشید.

الهام

 

نظرات (154) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 9411

آخرين بروز رساني ( ۰۱ شهريور ۱۳۸۹ )
ادامه مطالب ...
چون دوست دشمن است شکایت به کجا بریم؟!
نوشته شده توسط مدیر سایت استاد افتخاری   
۰۷ مرداد ۱۳۸۹

استاد افتخاری در پی انتشار سی دی تصویری البوم گرفتار(کنسرت)  فرمودند:

                                    

چون دوست ، دشمن است شکایت به کجا بریم؟!

قدیم وقتی دعوای مسلمان و کلیمی پیش می امد کلیمی اول ضربه می زد و بعد فریاد می زد که مسلمان کشتم به دادم برسید.

حالا آقای جلیل عندلیبی شده مسئول کنسرت جاده ابریشم و فیلم کنسرت جاده ابریشم!!! در واقع این فیلم به امانت نزد ایشان بوده و بدون اجازه بنده و دیگر دوستان نوازنده فیلم کنسرت را به بازار ارائه می دهند و در توجیه کارش می گوید چون افتخاری کنسرت نمی دهد می خواهیم فیلمش را بفروشیم تا مردم ببینند که می تواند کنسرت بدهد.

آقای عندلیبی اگر بنده بخواهم شما حامی ما نباشید باید چه کسی را ببینم؟! حال پخش فیلم این کنسرت شما مقصرید که باید ارشاد شوید .

هر چه بگندد نمکش می زنند

وای به روزی که بگندد نمک

حال اگر هابیل علی اف و رامیز قلی اف که نوازنده های روسی هستند و نوازنده های چین مانند تروس اعتراض کنند که  فیلم کنسرتشان را چه کسی به بازار داده ؟ چه کسی مقصر است؟! و چه جوابی خواهد داد؟!

موسیقی ما به اندازه کافی زیر سوال رفته حالا بیایم بهانه به دست نوازنده های خارجی ندهیم. حال اقای عندلیبی کاش معقولانه فکر و عمل می کردی!!!. خدا عاقبت و آخرت ما را ختم به خیر نماید.

علیرضا افتخاری

 

نظرات (54) | افزودن به برگزیده ها (1) | نقل و قول در سایت شما | تعداد بازدید : 2380

آخرين بروز رساني ( ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ )
<< شروع < صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد > پايان >>

 

گوهر باران اندیشه

استاد افتخاری: اگر عشق‌، زيبايي‌، تاريخ‌، رنج‌، نبرد، عشق‌، سازش‌، آسايش‌، پاك‌بازي‌، جانبازي‌، خط و خون‌ ، شعر، عرفان‌، داريم‌ پس‌ موسيقي‌ هم‌ داريم‌، اگر آن‌ چند قطب‌ را يافتيم‌، روح‌ سرزمين‌ را يافتيم‌، كه‌ آن‌ هنر است‌،

نظرسنجی

ورود و خروج

نام كاربري

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت

آمار بازدید سایت

اعضاء: 4286
خبر ها: 212
لينک ها: 24
بازديدکنندگان: 58304838

حاضرين در سايت

حاضرين: 60 مهمان حاضر و 3 عضو حاضر
  • ali439
  • elham43
  • keshavarz

خروجی سایت